تبليغاتX
Trick 

به نام خدا

سلام

سال نو مبارک

 

انگار همین دیروز بود که اولین پست سال 86 رو نوشتم واقعاً خیلی زود گذشت... سال 86 برای من از همه سال های عمرم زودتر گذشت، نمی دونم چرا... تواین سال موفق نشدم بیشتر از 11 بار وبلاگمو آپ کنم یعنی حتی ماهی یه بار هم نمی نوشتم خیلی ناامید کننده است.

 

خب دیگه بریم سراغ متن این پست، تو این پست می خواهم یه trick درمورد موتور جستجوی گوگل بنویسم؛ مطمئنم تا حالا برای یک بار هم که شده از به سایت گوگل رفته اید و مطلب مورد نظرتان را جستجو کرده اید ولی نه به این صورتی که امروز می خواهم توضیح بدهم. البته به این روش نمی شود گفت جستجو یک چیزی شبیه هک کردن است.

با این روش می توانید:

*از سایت هایی که موزیک یا فیلم آنلاین پخش می شوند دانلود کنید.

*می توانید به دوربین های مدار بسته ی سرتاسر جهان دسترسی داشته باشید حتی زاویه برخی دوربین ها رو تغییر بدید!

*به بخشهایی از سایتهای مختلف که دسترسیش برای عموم بسته شده وارد بشید

*دسترسی به اطلاعات و آمارهای نموداری مفید

*هر زمان که دنبال فایل به خصوصی می گردید نیاز نیست که بارهای روی لینک های مختلف سایت ها بروید تا به لینک اصلی دانلود فایل دسترسی پیدا کنید

* و یا حتی به User و  Passwordسایت های مختلف و بانک های Password آنها دسترسی پیدا کنید.

برای همه این کارها فقط کافیست چند کد را داشته باشید و بقیه کاراکترها را بنا به تناسب خود تغییر دهید.

این کدها عبارتند از:

inurl:"viewerframe?mode=refresh"

intitle:"index of" taraneh mp3

intitle:"index of" ketab pdf

intitle:"index of" ws_ftp.ini

intitle "index of" passwd passwd.bak

intitle:"usage statistics for" "generated by webalizer"

"robot.txt" "disallow:" filetype:txt

زمانی که عبارت سطر اول را سرچ کنید، به دوربین های مدار بسته دسترسی پیدا خواهید کرد.

با درج عبارت intitle:"index of" در textbox گوگل و نوشتن اسم فایل و فرمت آن(سطرهای دوم و سوم ،واژه هایی که با این رنگ مشخص شده است) گوگل شما را مستقیماً به لینک اصلی فایل هدایت می کند.

با سرچ کردن عبارت های سطر چهارم و پنجم به بانک Password سایت های دست پیدا می کنید.

با سرچ کردن عبارت سطر پنجم به آمارها و نمودارها خواهید رسید و نتایج سرچ سطر پنجم اطلاعات سایت های ممنوعه (مثل سایت سیا!) را در اختیار شما قرار می دهد.

|+|
نوشته شده توسط محسن گرامی نژاد (msn) در دوشنبه پنجم فروردین 1387 و ساعت 8:43
تارهای تارنگاشت 

هر کسی که می‌خواهد انگلیسی یاد بگیرد، می‌داند که دامنه‌ی لغات زبان چقدر دنیای پهناور و وسیعی دارد. هر قدر هم که دستور زبان بلد باشید، تا وقتی که معنی کلمات را ندانید، تقریباً از متن چیزی دستگیرتان نمی‌شود؛ اما نکته‌ی مهم این است که علی‌رغم تعداد بسیار زیاد لغات، راه‌هایی وجود دارد که می‌شود حجم دامنه‌ی لغات توی ذهن را یک‌دفعه چند برابر افزایش داد؛ اما چگونه؟

یکی از متداول‌ترین شیوه‌های ساخت واژه در زبان انگلیسی Derivation است که با افزودن پسوند، پیشوند یا میان‌وند به واژه‌ها واژه جدید می‌سازند.

"mis" از جمله پیشوندهایی است که کاربرد فراوانی دارد و معنی‌اش "بد" است. بنابراین هر کلمه‌ای که با "mis" شروع می‌شود یعنی این که اسم یا فعل بعد از آن دارای خصوصیت منفی،اشتباه یا بد است.

به مثال‌های زیر توجه کنید.

misbelief:

Belief یعنی عقیده و نظر، پس misbelief، می‌شود نظراشتباه.

[People thought the earth was flat until Colombus corrected that misbeleif.]

 

misfire:

تیر به هدف نزدن، خطا در تیراندازی

[The bear escaped when the hunter's rifle misfired.]

 

mishap:

hap مخفف happening یعنی اتفاق و رخداد. mishap یعنی بدشانسی، یا اتفاق بد و ناگوار.

[Right after the collision, each driver blamed each other for the mishap.]

 

mislay:

lay  یعنی گذاشتن و قراردادن. mislay یعنی گم کردن، گذاشتن چیزی در جایی که فراموش کرده‌ایم.

[Yesterday, I mislaid my biology book, and it took me about a half an hour to find it.]

 

mislead:

یعنی آدم را به اشتباه انداختن، چون lead یعنی هدایت و رهبری کردن.

[Some traffic signs are so confusing that they mislead the traveler.]

 

misstep:

گام اشتباه

[Quitting school is a misstep that you may regret for the rest of your lift.]


پ.ن: هر دلیلی که برای آپ نکردن این مدت بیارم، اسمشو می‌شه گذاشت بهونه و توجیه! پس در این باره چیزی نمی‌نویسم...

بالاخره ترم اول [تقریباً] تموم شد.(یکی از امتحانامونو انداختن 13اُم. از دست دولتی که برای تسهیل امور ملت تو همچی دخالت می‌کنه، حتی تو برنامه امتحانی مدارس و دانشگاه اونم تو وسط امتحانا. انگار از قبل نمی‌دونستن تاسوعا و عاشورا بین امتحانا می‌خوره...! بین ترم اول و دوم عملاً تعطیلی نداریم... بازم خودمون باید کاری کنیم)

 

 

|+|
نوشته شده توسط محسن گرامی نژاد (msn) در سه شنبه نهم بهمن 1386 و ساعت 7:39
Animals in slang 

سلام
مبحث این پست را به پرکاربردترین اصلاحات عامیانه‌ی انگلیسی (Slang) که با اسامی حیوانات ساخته شده‌اند، اختصاص می‌دهیم:

Ant               مورچه

 

ants in the pants:

تقریبا معادل کک توی تنبان افتادن و احساس ناراحتی و ناآرامی کردن است.

[Do you have ants in the pants or what?]

چیه، کک توی تنبانت افتاده؟

Bat خفاش              

 

blind as a bat:

کور

[Without my glasses, I am blind as a bat.]

بی عینک ، واقعاً کورم.

Bee                   زنبور

 

busy as a bee:

کنایه از پرمشلغه بودن

[He never seems to have time to talk. He’s always busy as a bee.]

انگار هیچ وقت فرصت حرف زدن نداره، خیلی سرش شلوغه.

Bird                 پرنده

 

A little bird told me:

اصطلاحی معادل آقا کلاغه خبر داد

bird:

دخترزن

[Do you know that bird?]

اون زن رو می‌شناسی؟

early bird:

اصطلاحی برای کسی که صبح زود از خواب بیدار می‌شود.

eat like a bird:

آدم کم خوراک

[She eats like a bird.]

خیلی کم خوراکه.

Buck                 آهو

buck:

دلار

[Can you lend me five bucks?]

می‌تونی پنچ دلار بهم بدی؟

Bug                حشره

bug:

ویروس ـ سرماخوردگی

[My sister can’t come to your party because she caught a bug.]

خواهرم نمی‌تونه به مهمونی‌تون بیاید چون سرماخورده.

to bug:

اذیت کردن

[Stop bugging me!]

دست از سرم بردار. اذیتم نکن.

Buffalo          گاومیش

buffalo:

حقه زدن

[He buffaloed me!]

بهم کلک زد!

Bull                  گاو نر

bull-headed:

لجباز

[Sometimes you are so bull-headed!]

بعضی وقت‌ها خیلی یک‌دنده می‌شی!

Butterfly           پروانه

(to have) butterflies:

عصبی و هول شده

[I always get butterflies when I speak in front of large groups.]

وقتی جلوی یه جمعیت زیاد حرف می‌زنم، همیشه هول می‌شم.

Cat                     گربه

rain cats and dogs:

باران شدید

[It’s raining cats and dogs outside.]

بیرون عجب بارونی داره میاد.( داره مثه دم اسب بارون می‌باره)

catnap:

چرت کوتاه

[I’ll meet you at the movies right after a little catnap.]

یه چرت کوتاه که زدم توی سینما می‌بینمت.

Hen                  مرغ

hen-pecked:

مرد زن ذلیل

[He’s been hen-pecked for the past 25 years.]

25ساله كه زن ذليله.

Cow             گاو ماده

(to have a) cow:

به شدت ناراحت شدن ـ دمغ شدن

[When I told my mother that I wouldn’t be home until midnight, she had a cow.]

 وقتی به مادرم گفتم که تا نصفه شب نمی‌رم خونه، خیلی پکر شد.

Crocodile       تمساح

in a while crocodile:

خداحافظ – می‌بینمت (کروکودیل به این صورت خونده می‌شود "کروکودایل" که هم‌وزن In a while  است.)

Dog                  سگ

dog:

1-آدم خیلی زشت

[She’s a real dog.]

خیلی بد ترکیبه.

2-آدم (به طور کلی(

[You clever dog.]

بابا چقدر زرنگی تو!

3-پا

[My dogs are aching!]

پاهام درد می‌کنه.

Goat                  بز

space goat:

سپر بلا

[I’m always the space goat when anything goes wrong.]

هر وقت مشکلی پیش میاد همیشه من سرزنش می‌شم.(دیوار من از همه کوتاه‌تره(

Horse             اسب

beat a dead horse:

معادل آب در هاون کوبیدن

[Stop asking him to do you a favor. You’re beating a dead horse.]

اینقدر ازش نخواه واسه‌ات کاری کنه. آب تو هاون کوبیدنه.

Mouseموش         

mousy:

خجالتی

[She’s sort of mousy.]

یه جورایی دختر خجالتی‌ایه.

Owl               جغد

night owl:

کسی که شب بیداری را دوست دارد

[You’re a real night owl, aren’t you?]

مشخصه دیگــــــــــــــــــه...

Pig                       خوک

pig out, eat like a pig:

جفتشون به معنی پرخوریه

pigheaded:

لجباز

[You’re always pigheaded.]

همیشه آدم لجبازی هستی.

Pigeon                 کبوتر

pigeon:

آدم ساده لوح – هالو

[Mark is no pigeon.]

مارک چقدر ساده لوحه.

Rat        موش صحرایی

rat:

لو دادن – خبرچینی به پلیس

[I can’t believe that my best friend ratted on me.]

باور نمی‌کنم که بهترین دوستم منو لو داده باشه.

rat race:

کار روزانه

[Well, I suppose it’s time to go back into the rat race.]

خب دیگه، گمونم وقتشه برگردیم سراغ کار روزانه.

Turkey          بوقلمون

turkey:

احمق – ساده لوح

Whale               نهنگ

whale:

آدم چاق

Worm                کرم

can of worms:

یک موضوع پیچیده و حساس

[I really opened up a can of worms when I asked him how his marriage was.]

وقتی ازش پرسیدم وضع زن و زندگیش چطوره، واقعاً موضوع حساس و پر مسئله‌ای مطرح کردم.

Rabbit             خرگوش

rabbit ears:

آنتن تلویزیون

[The picture on the television isn’t very sharp. I think we need to buy some new rabbit ears.]

تصویر تلویزیون زیاد شفاف نیست. کمون باید یه آنتن جدید بخریم.

 

نکته:

worm و snake و rat هر سه به معنی آدم قابل سرزنش و نفرت انگیز است. مثلا می‌گویند:

[You like him? He’s such a worm!]

ازش خوشت میاد؟ خیلی آدم نفرت‌انگیزیه!

[He’s a real snake.]

واقعاً نفرت‌انگیزه!

|+|
نوشته شده توسط محسن گرامی نژاد (msn) در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386 و ساعت 6:36
Return 
به نام خدا
از این که بین آخرین پست و این یکی وقفه تقریبا یه ماهه ای افتاد خیلی کلافه ام. دسترسی به اینترنت فعلا برام زیاد مقدور نیست و نمی تونم مرتب بنویسم.
یه چیز جالب که اینجا متوجه شدم این بود که دنیا چقدر کوچکه... من اینجا با کسایی آشنا شدم که مدتها در دنیای مجازی با هم ارتباط داشتم. برام یه تجربه خوشمزه بود.


پ.ن : چند روز پیش سر کلاس یکی از استادا بهمون اکیدا توصیه می کرد که تو این مقطع زمانی حتما باید با کامپیوتر آشنا باشین و کلی از این جور حرفا ... در آخر کلامش هم گفت برای اینکه بیشتر آشنا بشین هفته بعد یه نرم افزار در مورد زبان میارم که خیلی برای دانشجوهای رشته زبان می تونه مفید باشه, این نرم افزار فرمتش pdf است که موقعی که نرم افزار رو آوردم سر کلاس بیشتر راجع بهش توضیح میدم!!!
|+|
نوشته شده توسط محسن گرامی نژاد (msn) در پنجشنبه سوم آبان 1386 و ساعت 11:9
5037 

به نام خدا

 

بالاخره تابستان 86 هم تموم شد، یکی از Stressful ترین! تابستان‌های عمرم. از بعد کنکور فکر می‌کردم حداقل تو تابستونا دغدغه‌ی خاصی نخواهم نداشت ولی ...

دغدغه داشتم از اواسط خرداد تا حالا و

حالا...

 

این‌بار درباره خواسته‌های آدم‌ها می‌نویسم و این‌که وقتی یک چیزی را خواستند دیوانه‌وار در پی به‌دست آوردنش هستند و رضایتشان را فقط در دست‌یابی به آن خواسته خلاصه شده می‌بینند ولی وقتی بهش دست پیدا کردند، باز احساس رضایت نمی‌کنند و یا حتی نق زدنشان بیشتر می‌شود.

پریروز که برای ثبت‌نام کارشناسی داشتم می‌رفتم اصفهان، به محض ورود به ترمینال اولین چیزی که گفتم [از روی شکایت] این بود: " باز ماییم و ..." و باز همان احساس مبهم Nostalgia و Homesick به سراغم آمد. ولی هنوز جمله‌ام تمام نشده بود که به خودم گفتم، مگه این همه‌ی آن چیزی نبود که یک‌سال آرزویش را داشتی؟ مگه این تو نبودی که آن شب که انتخاب رشته‌ات نیمه تمام ماند از ترس از دست دادن فرصت منحصراً یک بار انتخاب رشته تا صبح خوابت نبرد؟

چرا این همان چیزی بود که می‌خواستمش ولی هنوز نرفته دلتنگم... دلتنگ خانه، دلتنگ مدرسه،دلتنگ تدریس(درست مثل پارسال که دلتنگ تحصیل بودم)، دلتنگ کلاس و دانش‌آموزانم.

 ***

دیشب موقع برگشت از اصفهان موبایلم زنگ زد:

-          الو سلام

-          سلام

-          همراه آقای گرامی

-          بله بفرماین

-          به جا آوردین؟

-          نه متاسفانه، میشه خودتو معرفی کنی؟

-          من یکی از دانش‌اموزات هستم.

-          من دانش‌اموز زیاد دارم. خودتونو معرفی کنین!

-          مدرسه حافظ، کلاس سوم ب شناختی؟

-          حافظه‌ام یاری نمی کنه.

-          مهم نیست فقط می‌خواستم یه چیزی رو بهت بگم، من شما رو خیلی ...

قبل از اینکه بتونم چیزی بگم...

-          خداحافظ

 

خداحافظ

 

* پ.ن: با خدا معامله کنین همش سوده!

|+|
نوشته شده توسط محسن گرامی نژاد (msn) در جمعه سی ام شهریور 1386 و ساعت 17:34
نکاتی در مورد تلفظ 

سلام

تو این پست چند نکته مهم تلفظی رو خدمتتون عرض می‌کنم که با توجه کردن به آنها می‌توانید Listening و Speaking خودتون رو تا حد ممکن به Native Speakers نزدیک کنید. با یادگیری این تکنیک‌ها و به کار بردن آنها قادر خواهید بود حدود70٪ Listening خود را تقویت کنید.

 

1- هر گاه واژه‌ای که با یک حرف بی‌صدا(Consonant) ختم می‌شود،قبل از یک کلمه قرار بگیرد که با یک حرف صدادار (Vowel) شروع می‌شود؛صداها با هم پیوند می‌خورند و یک آوای نیم صوتی (Semivowel) ایجاد می‌شود.

حالا با ذکر چند مثال خواهید دید که چقدر این قواعد ساده و در عین حال مهم هستند.

Consonant+  Vowel

My name is …                [ my nay miz]

Hold on                         [ hol  don]

Tell him I miss him         [ tellim I missim]

 توجه داشته باشید که کلمات داخل کمانک شکل تلفظی کلمات هستند.

 

2- اگر کلمه‌ای با یک حرف بی‌صدا ختم و بلافاصله کلمه بعد نیز با یک حرف بی‌صدای دیگر شروع شود ، دو کلمه به هم متصل می‌شوند،ولی ادغام نمی‌شوند.

 

consonant + consonant

 

Hard times       [hardtimes]

The time          [ thetime]

 

3- اگر کلمه‌ی اول با یک آوای صدادار ختم شود و کلمه‌ی دوم نیز با یک آوای صدادار شروع شود ،آواها در حین به وجود آمدن یکglide ، به هم پیوند می‌خورند.

 

یک glide یک صدای خفیف [y] یا [w] است.

Go away   [Go(w)away]

she isn't.   [she(y)isn't]

who is ?    [who(w)is]